محمد تقي جعفري

25

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

نتيجهء شانزدهم - ستمكاران هرگز هدايت نخواهند شد . ( آيهء شمارهء 16 ) مگر معناى هدايت امكان پذير ساختن شناخت قوانين طبيعى و انسانى براى حركت صحيح در اين زندگانى نيست حتما چنين است ، هدايت آماده كردن انسان براى بدست آوردن معرفت قوانينى كه خداوند براى رشد و كمال انسانها بجريان انداخته است و عمل مطابق آن معرفت ، مىباشد . در حالى كه ظلم عبارتست از رفتار مخالف قانون . و بديهى است كه معرفت و عمل مطابق قانون با انحراف از قانون ، تناقض غير قابل حل و فصل دارد . نتيجهء هفدهم - براى هر قومى هدايت كننده ايست ( آيهء شمارهء 20 ) در منابع اسلامى دلايل فراوانى اين مسئله را مطرح مىكند كه مسئوليت مردم تابع وجود حجت و برهان در آن موضوع است كه در بارهء آن مسئول قرار مىگيرند . عدالت مطلق خداوندى همچنين اقتضاء مىكند كه تكليف را با وجود شرايط قدرت و علم و ديگر امكانات متوجه بندگانش بسازد . بنا بر اين ، اين مسئله كه در روى كرهء خاكى بعضى از جوامع از وجود پيامبران محروم بوده‌اند ، در نتيجه توجه تكليف بر آنان نامعقول مىباشد ، با همين پاسخ حل مىشود . بتوضيح اين كه اولا - با كدامين دليل قطعى مىتوان اثبات كرد كه جوامعى در روى زمين وجود دارد كه در گذشته پيشوايان الهى نداشته‌اند تاريخ بشرى با همهء كوششها و تلاشهائى كه انجام داده است ، حوادث و رويدادهاى اندكى از سرگذشت بشرى را در دسترس ما گذاشته است . مثلا تمدن بزرگ سبأيون كه فقط قرآن در بارهء آن ، اطلاعى بما داده است تا همين اواخر در حدود 40 سال قبل ناشناخته مانده بود . ثانيا - پيشوايان و هاديان اقوام و ملل بيك شكل و با يك مختص معين در ميان آنان بروز نكرده‌اند ، بلكه گاهى به شكل خردمندان ، گاهى به شكل قانونگذاران ، در بعضى از جوامع به صورت حكما ، و غير ذلك مردم را هدايت كرده‌اند و وجدان و عقول آنان را براى درك و دريافت حقايق « حيات معقول » كه عنصر اساسىاش وابستگى آن به خدا